عبارت جستجو را وارد کنید

post

چرا انگیزه برای کنکور ندارم؟

چرا انگیزه برای کنکور ندارم؟

چرا انگیزه برای کنکور ندارم؟

چرا منی که با هزاران شوق و ذوق وارد متوسطه دوم  شدم؟!

چرا منی که کوهی از انرژی بودم ؟!

چرا منی که کلاس دهم را پر از انرژی آغاز کردم؟!

چرا منی که پایه دهم را با معدل عالی قبول شدم؟!

چرا منی که سال یازدهم را با همان قدرت شروع کردم؟!

چرا منی که پایه یازدهم را با معدلی بهتر از سال دهم قبول شدم؟

چرا منی که از دید معلمان و اولیای مدرسه می توانستم تک رقمی کنکور باشم؟!

چرا منی که با پایان سال یازدهم و از همان تابستان,

مطالعه برای کنکور را شروع کردم؟!

چرا منی که از همان تابستان در آزمون های آزمایشی ثبت نام کردم؟!

چرا منی که ساعت ها برای کنکور درس خواندم؟

چرا هر چه به روز کنکور نزدیک تر می شوم, انگیزه ام کمتر,

تلاشم کمتر, و نتایج من در آزمون های آزمایشی بدتر می شود؟

چرا منی که سراسر انگیزه بودم, روز به روز بی انگیزه تر می شوم؟!

این ها سوالاتی است که شاید دغدغه خیلی از دانش آموزان پایه دوازدهم باشد.

عوامل زیادی می تواند در این عدم نتیجه گیری و بی انگیزه شدن

دانش آموزان دخیل باشد که به چند مورد آن اشاره می کنم:

عوامل بی انگیزه شدن بیرون از چهار چوب آموزش:

۱-دیدن خیل کثیری از افراد با مدارک بالا حتی دکترا اما بیکار.

۲-صحبت های نا امید کننده اطرافیان در مورد آینده.

۳-دیدن یک سری از افراد با مدارج پایین علمی اما موفق در کار و کسب.

عوامل بی انگیزه شدن مربوط به بخش آموزش:

۱-کتاب های جدید التالیف که خالی از اشکال هم نیست.

۲-معلمانی که هنوز خودشان هم در کتاب های جدید و قدیم,

سر در گم هستند و تکلیف خود را نمی دانند.

۳-امتحان دیپلم و کنکور به فاصله حدود ۲۰ روز از هم برگزار میشود.

۴-کنکور برای اولین سال از کتاب های جدید برگزار می شود.

۵- رقابت در کنکور با دانش آموزانی که پشت کنکوری شده اند,

و بسیاری از آن ها از رتبه های زیر ۵ هزار کنکور ۹۷هستند.

۶-پشت کنکوری ها حد اقل بیش از ۲۰ نمونه سوال کنکور,

مطابق با کتاب هایی که خوانده اند دارند.

۷-دوازدهمی های امسال از شروع به تحصیل تا کنون,

به نوعی خط شکن بودند: کتاب جدید , شیوه جدید,

معلمی که برای اولین بار کتاب جدید را تدریس می کند.

و همه این عوامل دست به دست هم می دهند تا انگیزه کم شود.

مهم ترین عامل بی انگیزه شدن یعنی خود دانش آموز:

۲۰-۱ درصد یادگیری خود را در کلاس و ۸۰ درصد را بیرون از کلاس می بیند.

۲-درس می خواند اما به اندازه ای که تلاش کرده , نتیجه نمی گیرد.

۳-تست زدن بلد نیست.

۴- شیوه درست خواندن را نمی داند.

۵- استرس زیادی دارد.

۶- افسرده و ناراحت است.

این ها مهمترین عوامل بی انگیزه شدن دانش آموزان است.

اما یک سری پیشنهاد:

به عنوان کسی که امسال تمام وقت خود را ,

با دانش آموزان پایه دوازدهم, هم به عنوان معاون مدرسه شاهد

رمضان زاده یزد و هم مشاور پایه دوازدهم این مدرسه گذرانده,

و با دغدغه دانش آموزان آشنا شده:

دانش آموز عزیزم, پسر و دختر گلم:

برای موفقیت و افزایش انگیزه فقط یک راه وجود دارد:

برنامه ریزی دقیق, اصل قرار دادن کتاب درسی , روش مطالعه صحیح.

کر بودن نسبت به حرف های ناامید کننده بیرون از مدرسه.

عزیزم تو تمرکز خود را روی درس خود قرار بده.

پسر و دختر گلم «انگیزه داشتنی نیست , انگیزه ساختنیه.»

پاسخ به عوامل بی انگیزه شدن خارج از چهارچوب آموزش:

اگر شخص فوق لیسانس و بیکار می بینی شاید اشکال از خود شخص است.

درس خوانده , مدرک گرفته ولی مهارتی کسب نکرده!

درسی که خوانده در راستای علاقه قلبی او نبوده.

درس خوانده , مهارت دارد اما جسارت اقدام را نداشته!

هنر و مهارت خود را به دیگران معرفی نکرده!

در یک نگاه: دنبال کار گشته ولی نه در رابطه با مهارت و رشته اش!

اگر علمی که دارد , همراه با مهارت شود و

جسارت معرفی آن به دیگران را پیدا کند, وضعیت عوض می شود.

«چشم ها را باید شست , جور دیگر باید دید.»

انگیزه را باید ساخت.

اما پاسخ به عوامل بی انگیزه کردن راجع به سیستم آموزشی:

همه رقیبان تو در کنکور شرایطی مشابه با خودت دارند:

آن ها هم کتابشان جدید است.

آن ها هم معلمشان برای اولین بار کتاب جدید را تدریس کرده.

آن ها هم باید هم امسال امتحان نهایی دیپلم بدهند و هم در کنکور شرکت کنند.

هر جور که نگاه کنیم می بینیم که شرایط همه دوازدهمی ها یکیست.

پاسخ به عوامل بی انگیزه شدن عامل اصلی یعنی خود دانش آموز:

اما آنچه تفاوت ایجاد می کند خود شما هستید.

بله عزیزم شما هستید که می توانید همه چیز را

به نفع خود تغییر دهید:

  • جای ۲۰ درصد و ۸۰ درصد خود را عوض کن:

سعی کن ۸۰ درصد یادگیری تو در کلاس باشد و

۲۰ درصد با حل تمرین و مرور درس در خانه.

و آن هم همان روزی که درس جدیدی در مدرسه داده میشه.

نه اینکه هفته بعد که دوباره همان درس را  داری سراغش بروی.

و وقتی به کتاب نگاه می کنی همه چیز فراموش شده باشد.

ساعت ها مطالعه کنی ولی هنوز هم به اندازه روز تدریس

معلم چیزی بلد نباشی. درس خواندی, وقت گذاشتی

ولی بهره ای نبردی و نتیجه ای هم نخواهی گرفت.

پس هر روز اولین پارت مطالعه خود را برای درس هایی

بگذار که همان روز تدریس شده تا فراموش نشود.

دفعات بعد وقت کم تری باید صرف کنی ولی نتایج

بهتری خواهی گرفت.

با نتایج بهتر , انگیزه هم بیشتر میشه.

  • درس می خوانید ولی نتیجه نمی گیرید:

به جای اینکه از خود بپرسید چرا با این که خیلی درس می خوانم,

نتیجه دلخواه را نمی گیرم , از خود بپرسید چگونه درس بخوانم

تا به نتیجه دلخواه برسم؟

وقتی می پرسی «چرا »,دنبال بهانه می گردی تا عدم نتیجه گیری

خود را توجیه کنی و حسابی هم بهانه پیدا می کنی.

اما اگر بگویی «چگونه», به دنبال راه حل خواهی گشت.

و اگر حتی یک راه پیدا کنی و برا آن مداومت کنی,

قطعا به نتیجه مطلوب خواهی رسید.

و موفقیت انگیزه را بالاتر می بره.

  • هنر تست زدن و مدیریت زمان را بیاموز.

تست زدن با بلد بودن متفاوت است.

در تست زدن مدیریت زمان بسیار مهم است و الا

اگر زمان کنکور نامحدود بود خیلی از افراد درس های

بسیاری را ۱۰۰ درصد می زدند.

در تست زدن قدرت انتقال مهم است و نحوه تست زدن در هر درس

و حتی هر مبحثی از درس متفاوت است.

اگر در تست زدن مشکل دارید به معلمین خود در هر درس مراجعه کنید

و یا از مشاورین آگاه کمک بگیرید.

مشاورین خوب می توانند انگیزه برای ادامه راه را به ما بدهند.

  • درس خواندن اصول دارد, زمان مطالعه, مکان مطالعه

نحوه مطالعه مهم است. به جای این که

فقط ساعت مطالعه خود را افزایش دهید ,

کیفیت مطالعه را بالا ببرید.

  • اگر استرس زیاد دارید, به جای تمرکز روی نتیجه,

روی مطالعه خود تمرکز کنید.

مطالب را یاد بگیرید , آن ها را با تست زدن بدون زمان,

در مغز خود نهادینه کنید و با مرور آنها با تست های زمان دار,

در آزمون های آزمایشی شرکت کنید.

و بعد از آزمون های آزمایشی اشتباهات خود را بر طرف کنید.

به این روش نتیجه خوب خودش به دست میاد.

  • اگر با این که درس می خوانید و نتیجه بهتری هم میگیرید,

ولی حالتون خوب نیست, بدانید یا در فکر زمانهای از

دست رفته گذشته اید, که کاری از دستتان بر نمی آید,

پس رهایش کنید و زمانی را که برایتان مانده, دریابید.

و یا شاید آنقدر درگیر درس خواندن شده اید

که مغز عاطفی خود را فراموش کرده اید.

بیایید بعد از یک هفته مطالعه , چند ساعتی را به یک

کاری که حالتون را خوب کنه بپردازید.

پارک , سینما و یا ….

بعد از یک ماه مطالعه یک روز را

به یک گردش درون استانی اختصاص دهید.

۳ تا ۴ روز(۲۹ اسفند ۹۷تا ۲ یا ۳ فروردین ۹۸ )

را به یک سفر زیارتی یا سیاحتی بروید تا روحیه تان عوض شود.

امیدوارم توانسته باشم کمی از دغدغه های شما را کم کنم,

و به ادامه کار امیدوار.

علیرضا جلالی پندری

کارشناس ارشد برنامه ریزی درسی

و مشاور تحصیلی داوطلبان کنکور

 و مربی انگیزشی

بدون دیدگاه

اضافه کردن نظر شما

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.